شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
221
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
بر سرير حكومت اسلام تكيه زده و قدرت عظيم كشور را در اختيار دارد - چنان تحقير مىكند كه او را « ابن الطلقا » و « زادهء هند جگرخوار » خطاب مىكند ! بانوى قهرمان كربلا در كيفر خواستى كه عليه آن ناپاك در حضور وى و در برابر بزرگان و اشراف شام طرح مىكند ، ابتدا روى گناهى انگشت مىگذارد كه براى يزيد ديگر امكان هيچ گونه توجيه و تفسير دربارهء آن نيست ؛ گناهى كه در حضور او و به دستور شخص او انجام گرديد . مىگويد : « آيا اين از عدل توست اى فرزند آزادشدگان ! كه زنان و كنيزان خويش را پشت پرده قرار دهى ، ولى دختران پيغمبر را به اسارت بكشى و آنها را در مجلس نامحرمان حاضر سازى ! » در اينجا خواهر داغدار حسين عليه السّلام عملى را در برابر يزيد قرار مىدهد كه ديگر او نتواند افكار سادهدلان را فريب دهد و خود را از آن تبرئه نمايد و گناه آن را به گردن فرزند مرجانه بگذارد . اين ديگر عبد اللّه نبود كه چنين مجلسى را ترتيب دهد و با خاندان وحى و فضيلت آن گونه رفتار نمايد ! راستى بهتانگيز است ! يك زن در حال اسارت با بزرگترين مرجع قدرت كشور اين گونه سخن مىگويد ! و بعد از آن همهء تحقيرهاى كوبنده و توبيخهاى شديد ، به او خطاب نمايد كه : « اين از جفاى روزگار است بر من كه مرا در شرايطى قرار داد تا با تو سخن بگويم ! » آيا شهامت ، آن هم توأم با اصالت و منطق ، عالىتر از اين قابل تصور است ؟ آرى ، زينب در آن مجلس هم يزيد را بر جنايتها و بيدادگريهايش محكوم ساخت و ننگ و رسوايى او را آشكار نمود و از اين راه وظيفهء بزرگ و مقدسى را كه در آن فرصت حساس بر عهدهء وى بود به خوبى انجام داد و نشان داد كه فاجعهء دردناك شهادت و اسارت ، كوچكترين ضربهء روحى و شكست انسانى بر دودمان پاك امير المؤمنين على عليه السّلام وارد نساخت . مؤثرترين ضربه بر حكومت يزيد خطابههاى گرم و آتشين زينب عليها السّلام كه در آن شديدترين تحقيرها و توبيخها نسبت به يزيد انجام شد ، زمينهء فكرى اجتماع را براى بيدارى از آن خواب سنگين و مرگبار به خوبى آماده ساخت و حكومت دمشق را دچار مشكلات سختى نمود ، اما تنها اين ضربه براى از پاى در آوردن رقيب نيرومند كافى نبود و او همچنان به انجام كينهتوزى و رنج و آزار نسبت به